skip to main
|
skip to sidebar
Friday, March 25, 2005
برقــــاب خيـــــس پنجره مانده نـــــگاه من
امشب چقـــــــدر جاي تو خاليست مـــاه من
. . . .
04/01/2005 - 05/01/2005
02/01/2005 - 03/01/2005
Home
Subscribe to:
Posts (Atom)
پیوند ها
همدان؛ گهواره تمدن
باران پاییزی
آرشیو وبلاگ
►
2009
(4)
►
July
(1)
اما نيستيتا اضطراب جهان را كنار تو. . .. . . ام...
►
May
(1)
كثرت لذت بودن به همین طعم های جور دیگر استطعمی كه...
►
April
(1)
هزار و يك به توان تو!عاشقت شده ام نه مست چشم سيا...
►
March
(1)
دلهره ی نوشتن بزرگ شدهمثل درد سنگین شده ام چون تو...
►
2008
(1)
►
January
(1)
.. ..آبستن توام بالبخند به دنیا بیا!...
►
2007
(2)
►
May
(1)
برای سمت سکوت سرودهای تنت. . . ! باد میان باغ قدم ...
►
February
(1)
تو، مثل هيچكس... چه جمله اي كه مكان و زمان نمي خ...
►
2006
(11)
►
May
(1)
تو نيستي كه ببيني چگونه عطرِ تو در عمقِ لحظه ها جا...
►
April
(1)
نوشته ها كه «تويي» ؛ نانوشته ها كه «تويي»... چگون...
►
March
(2)
با چشم سخن گوی «تو»؛ گفتن نتوانم! دارم سخنی با«تو...
برای تو؛ که جهان هست می شود از«تو» ! و این چنین «...
►
February
(3)
در نظر بازی ما بی خبران حیرانند ... در نظر بازی ما...
برای تو؛ تکلم عاشقانه ی ابدیت...! آن شب كه صبح ...
«من؛ حظ حریق همیشه ی هیزم ! تو؛ گرم گونه های گٌر گ...
►
January
(4)
«براي تو، براي ستاره ريز بي امان آغوشت» اين روزها ...
«برای تو؛ برای این همه بسیار...» حالا که آمده ای! ...
« برای تو؛ من از دوستت دارم» از تو سخن از به آرامی...
«برای تو، برای عطر روشن بوسه» تو اتفاق منی ؛ با ت...
▼
2005
(23)
►
December
(2)
براي پرستوهاي ايسنا» ... سوختن سهم ماست لينك شعر د...
” براي پرســتوهاي ايســـــنــا“ ...سوختن سهم م...
►
November
(2)
به....آبي امن آسوده ، براي همه چيز******هزار و يك ...
پشت اين غزل مردي است ازهميشه عاشقتر*****در حصارلبه...
►
September
(1)
كه دوستت دارم . . .چه جمله اي كه مكان و زمان نمي خ...
►
August
(4)
POLAND,UITM University(University o...
و رفت و در غم چشم تو گم شد آن دل عاشق خودش هم گفته...
...ياعلی گفتيم و عشق آغاز شد ****** مِهر خوبان د...
. . . .اینجا برای از «تو» نوشتن ،هوا کم استدنـیـا ...
►
July
(5)
POLAND , UITM University (University of Informati...
. . . . شش سال پيش وقتي داشتم مي مردم مي خواستم زن...
من! .... سلاماز طعم تاريك اين روزهاي مكرر كه بگذري...
►
April
(3)
يادم باشد. . . . . چيزي نگويم كه به كسي بربخورد، ح...
ديگر تمام شد . . . بازي تمام ! باختم اين هفت دست ر...
( سرراست ترين نشانه اش باران بود . . .) نيستي چ...
▼
March
(1)
برقــــاب خيـــــس پنجره مانده نـــــگاه من امشب ...
►
February
(2)
سكوت سهم عزيزيست تا دلش را من ... تمام آينه هاي...
►
January
(3)
.....گفتي برو تا گفته باشي دوستت دارمبرگشته ام شاي...
. . . . گفتم از امتداد مكرر اين بي قرار كنار ...
براي زندگي ديگرم دعا كنيد كه اينجا بر زمين مرده هي...
►
2003
(27)
►
December
(1)
دستهايت را به من بده مگر نه اينكه ...........
►
October
(1)
►
September
(3)
به مكث برگي مي ماند هنگام فرو افتادن از درخت مكث...
تو تقصيري نداري من اگر باراني ام سردم چرا كه ...
►
July
(1)
از جعفر حسيني دوست عزيزم .... يك عمر براي د...
►
June
(1)
D E S I G N E D B Y : A l i A . A s g a r...
►
April
(6)
D E S I G N E D B Y : A l i A . A s g a r...
به.......عزيز هميشه و هنوز علي ا. عسگري كمــــ...
►
March
(9)
►
February
(5)